اولین سکونتگاه بشر در ایران؛ معرفی خرمآباد و یافتههای باستانشناسی

اگر عبارت «اولین سکونتگاه بشر در ایران» را دقیق و با معیارهای باستانشناسی بررسی کنیم، پاسخ کمی پیچیدهتر از یک نام و یک عدد است. خرمآباد را نمیتوان با قطعیت قدیمیترین محل حضور انسان در سراسر ایران دانست؛ زیرا از نقاطی مانند کشفرود در خراسان، گنجپر در گیلان و چند محوطه دیگر ابزارهایی از پارینهسنگی زیرین شناخته شده که احتمالاً بسیار قدیمیترند. مشکل اینجاست که بخش مهمی از این یافتههای بسیار کهن از سطح زمین به دست آمدهاند یا تاریخگذاری مطلق و لایهنگاری مطمئنی ندارند. PubMed Central (PMC)
اهمیت خرمآباد جای دیگری است: در این دره مجموعهای کمنظیر از غارها و پناهگاههای صخرهای وجود دارد که رد زندگی نئاندرتالها، ورود و گسترش انسان خردمند، تغییر فناوری ابزارسازی و حتی ظهور رفتارهای نمادین را در لایههای باستانشناسی نسبتاً منظم حفظ کردهاند. قدیمیترین تاریخ پذیرفتهشده در پرونده جهانی این مجموعه حدود ۶۳ هزار سال پیش است و همین توالی استثنایی باعث شد «محوطههای پیش از تاریخ دره خرمآباد» در سال ۲۰۲۵ در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت شود. UNESCO World Heritage Centre
چرا خرمآباد برای انسانهای پیش از تاریخ مناسب بود؟
برای فهمیدن اهمیت خرمآباد بهتر است ابتدا شهر امروزی را برای لحظهای فراموش کنیم. دهها هزار سال پیش با یک دره در میان زاگرس روبهرو بودیم؛ جایی که کوههای آهکی، غار و پناهگاه طبیعی فراوان ایجاد میکردند و در کف دره نیز منابع آب، پوشش گیاهی و جانوران قابل شکار وجود داشت.
چنین محیطی برای گروههای شکارگر ـ گردآورنده امتیاز بزرگی داشت. انسان میتوانست در فاصله نسبتاً کوتاهی به آب، شکار، گیاهان خوراکی، سنگ مناسب برای ساخت ابزار و پناهگاهی امن برسد. خود یونسکو نیز ترکیب غارها و پناهگاههای طبیعی، منابع آب، تنوع گیاهی و جانوری، منابع سنگ مناسب ابزارسازی و آبوهوای نسبتاً مساعد را از دلایل شکلگیری استقرارهای انسانی در این دره میداند. UNESCO World Heritage Centre
جایگاه جغرافیایی خرمآباد هم مهم است. زاگرس مرکزی میان دشتهای بینالنهرین، فلات ایران و نواحی جنوبی و شرقی قرار گرفته و در پژوهشهای مربوط به پراکندگی انسان در اوراسیا یکی از مسیرهای مهم مورد بررسی است. این البته به معنای آن نیست که «انسان مستقیماً از خرمآباد راهی اروپا شد»؛ چنین جملهای بیش از آنکه نتیجه قطعی باستانشناسی باشد، سادهسازی یک مسئله بسیار پیچیده مهاجرتی است. آنچه میتوان با اطمینان بیشتری گفت این است که دادههای خرمآباد برای بازسازی مسیرها و زمانبندی جابهجایی جمعیتهای انسانی در غرب آسیا اهمیت زیادی دارند. PLOS
یک نکته مهم: «سکونتگاه» در ۶۰ هزار سال پیش یعنی چه؟
وقتی گفته میشود انسانها ۶۰ هزار سال پیش در خرمآباد «ساکن» بودهاند، نباید شهری کوچک با خانههای دائمی را تصور کرد.
گروههای پارینهسنگی عمدتاً شکارگر و گردآورنده بودند و میان نقاط مختلف جابهجا میشدند. یک غار ممکن بود در یک فصل محل زندگی چند خانواده باشد، در زمانی دیگر برای شکار یا قصابی استفاده شود و چند صد یا چند هزار سال بعد گروه دیگری دوباره به همان مکان بازگردد.
از دست ندین: قدیمیترین استان ایران کدام است؟
بررسیهای اولیه دره خرمآباد نیز برای محوطههای مختلف کارکردهایی مانند اردوگاه فصلی، محل شکار و قصابی و اقامتگاه موقت پیشنهاد کردهاند. بنابراین عبارت دقیقتر، «توالی طولانی استقرار یا حضور انسانی» است، نه اینکه مردمی از ۶۳ هزار سال پیش بدون وقفه در همان غار زندگی کرده باشند. UNESCO World Heritage Centre
این تفاوت ظاهراً کوچک، بسیاری از برداشتهای اشتباه درباره قدمت خرمآباد را برطرف میکند.
غار کلدر؛ جایی که عدد ۶۳ هزار سال از آن میآید

نام کلدر بیشتر از دیگر غارهای خرمآباد با عددهای بزرگ همراه شده است. این غار در شمال دره قرار دارد و اهمیت اصلی آن به حفظ لایههایی از پارینهسنگی میانه و پارینهسنگی جدید مربوط میشود.
در لایه ۵ کلدر، ابزارهای سنگی موستری با فناوری لِوالوا شناسایی شدهاند. نمونهای از همین لایه با روش ترمولومینسانس حدود ۶۳٬۰۴۴ ± ۶٬۱۲۰ سال تاریخگذاری شده است. این لایه به پارینهسنگی میانه تعلق دارد؛ دورهای که در زاگرس عمدتاً با نئاندرتالها ارتباط داده میشود. mncn.csic.es
بالای آن، لایه ۴ قرار دارد که به پارینهسنگی جدید مربوط است. نمونههای زغال این لایه تاریخهایی در حدود ۵۴٬۴۰۰ تا ۴۶٬۰۵۰، ۴۴٬۲۰۰ تا ۴۲٬۳۵۰ و ۳۸٬۶۵۰ تا ۳۶٬۷۵۰ سال پیش به دست دادهاند. ابزارهای این بخش شامل تیغه و ریزتیغه، قلم، خراشنده و سرپیکانهای مشخص فرهنگ بارادوستی است. پژوهش منتشرشده درباره کلدر این محوطه را یکی از مهمترین نقاط برای مطالعه گذار از پارینهسنگی میانه به جدید و از محوطههای زودهنگام مرتبط با انسانهای خردمند در غرب آسیا معرفی میکند. Nature
اینجا یک اشتباه رایج رخ میدهد: گاهی عدد ۶۳ هزار سال مستقیماً به «انسان هوشمند کلدر» نسبت داده میشود. اما این دو داده را نباید یکی کرد. عدد حدود ۶۳ هزار سال به لایه پارینهسنگی میانه کلدر مربوط است، درحالیکه تاریخهای بسیار مهم مرتبط با لایه پارینهسنگی جدید آن از حدود ۵۴ هزار سال پیش آغاز میشوند.
همین تفاوت یک لایه خاک، از نظر باستانشناس میتواند تفاوت میان دو دوره مهم تاریخ تکامل انسان باشد.
غار یافته؛ زمانی که انسان فقط به فکر شکار نبود

اگر کلدر بیشتر برای بررسی گذار میان نئاندرتالها و انسان خردمند مهم است، غار یافته پنجرهای متفاوت باز میکند: رفتارهای پیچیدهتر انسانهای پارینهسنگی جدید.
یافته در حدود ۱۳ کیلومتری غرب خرمآباد قرار دارد و لایههای مهم آن عمدتاً به فرهنگ بارادوستی و حدود ۲۹ تا ۴۰ هزار سال پیش مربوط میشوند. در این غار علاوه بر هزاران قطعه ابزار سنگی، ابزارهای استخوانی، رنگدانه اخرا، دندان سوراخشده جانوران و صدفهای سوراخشده پیدا شده است. UNESCO World Heritage Centre
دو دندان کوچک گوزن که برای آویختن سوراخ شده بودند، صدفهای دریایی و اشیای ساختهشده از هماتیت فقط وسایل کاربردی نیستند. چنین اشیایی احتمالاً به آرایش بدن، نمایش هویت یا دیگر رفتارهای نمادین مرتبط بودهاند. نمونههایی از زیورآلات یافته در لایههایی با قدمت حدود ۳۸٫۴ تا ۳۷٫۸ هزار سال گزارش شدهاند. DOI
یونسکو نیز به اهمیت صدفهای دریایی اشاره کرده و احتمال داده است که منبع برخی از آنها خلیج فارس بوده باشد. اگر این منشأ با مطالعات بیشتر تأیید شود، فاصله میان ساحل خلیج فارس و زاگرس نشان میدهد که اشیا یا مواد خام میتوانستهاند از طریق جابهجایی افراد یا شبکههای مبادله در مسافتهای قابلتوجه منتقل شوند. UNESCO World Heritage Centre
در این مرحله دیگر با انسانی روبهرو نیستیم که تنها سنگ را برای بریدن گوشت تیز کند؛ رنگ، زیور، انتخاب مواد خاص و احتمالاً شیوههای نمایش هویت نیز وارد تصویر شدهاند.
غار قمری؛ پروندهای که هنوز کاملاً بسته نشده است

غار قمری یا اشکفت قمری یکی از جذابترین محوطههای خرمآباد است، چون لایههای آن فقط یک دوره کوتاه را پوشش نمیدهند.
کاوشها نشان دادهاند که بخش جلویی غار دستکم حدود ۲٫۵ متر نهشته فرهنگی دارد. حدود ۱۶۰ سانتیمتر از بخش پایین این توالی شامل آثار پارینهسنگی میانه است و بخشهای بالاتر آثاری از دورههای نوسنگی، مسسنگی و دورههای متأخرتر را در خود نگه داشتهاند. ابزارهای لوالوا، خراشندهها و دیگر دستساختههای موستری از مهمترین یافتههای بخش قدیمی هستند. UNESCO World Heritage Centre
کاوشهای جدید نیز ابزارهای سنگی، بقایای جانورانی مانند بزکوهی و گوزن و آثار آتش را آشکار کردهاند و باستانشناسان این لایهها را به احتمال زیاد با نئاندرتالها مرتبط میدانند. درباره قدمت این استقرارها بازهای حدود ۴۰ تا ۸۰ هزار سال در گزارشهای اولیه اعلام شده است. TAF News
اما اینجا باید کمی محتاط بود. عدد «۸۰ هزار سال» هنوز نباید به همان قطعیتی بیان شود که تاریخ آزمایشگاهی منتشرشده کلدر بیان میشود. تا زمانی که جزئیات کامل نمونه، لایه، روش تاریخگذاری و نتایج آن در گزارش علمی در دسترس باشد، مناسبتر است از آن بهعنوان برآورد یا نتیجه مقدماتی کاوشهای جدید قمری یاد شود.
این نوع احتیاط ضعف نیست؛ بخش اصلی کار باستانشناسی است.
شش محوطه خرمآباد هرکدام چه چیزی به داستان اضافه میکنند؟
ثبت جهانی دره خرمآباد تنها به خاطر یک غار انجام نشده است. یونسکو مجموعهای سریالی شامل پنج غار و یک پناهگاه صخرهای را ثبت کرده است. موقعیت رسمی این شش بخش نیز در پرونده یونسکو مشخص شده است. UNESCO World Heritage Centre
| محوطه | مهمترین دورهها و یافتهها | اهمیت باستانشناسی |
|---|---|---|
| کلدر | پارینهسنگی میانه و جدید؛ ابزارهای لوالوا، تیغه و ریزتیغه؛ تاریخ حدود ۶۳ هزار سال برای لایه میانه | مطالعه گذار نئاندرتالها به دوره حضور انسان خردمند |
| قمری | ابزارهای موستری، استخوان جانوران، اجاق و لایههای دورههای بعد | توالی طولانی استفاده از غار و دادههای تازه درباره نئاندرتالها |
| گیلوران | آثار پارینهسنگی میانه و جدید، ابزارهای لوالوا و بارادوستی | مقایسه فناوری ابزارسازی میان دورههای مختلف |
| یافته | حدود ۲۹ تا ۴۰ هزار سال؛ زیورآلات، اخرا، ابزار استخوانی و ریزتیغهها | یکی از مهمترین مراکز مطالعه فرهنگ و رفتار نمادین انسان خردمند |
| کنجی | مجموعه بزرگ ابزارهای موستری و نهشتههای پلیستوسن پسین | از محوطههای مهم شناخت زندگی نئاندرتالها در دره |
| گرارجنه | ابزارهای موستری و بارادوستی، خراشنده و ریزتیغه | ثبت تغییر فناوری میان پارینهسنگی میانه و جدید |
جزئیات این مجموعه نشان میدهد ارزش خرمآباد از جمع شدن چند غار «قدیمی» کنار هم فراتر میرود. این محوطهها بخشهای مختلف یک داستان را حفظ کردهاند؛ از ابزارسازی نئاندرتالها تا فناوری تیغهای و رفتارهای نمادین انسانهای خردمند. UNESCO World Heritage Centre

از یک تکه سنگ چگونه میفهمند چه کسی در غار زندگی میکرد؟
یکی از جذابترین بخشهای این موضوع همین جاست. در بسیاری از محوطههای پارینهسنگی ایران اسکلت کامل انسان پیدا نشده است؛ بنابراین باستانشناس باید مجموعهای از قرائن را کنار یکدیگر قرار دهد.
برای نمونه در یک لایه موستری، شکل هسته سنگ، نحوه جداکردن تراشه، نوع سرنیزه یا خراشنده و فناوری لوالوا بررسی میشود. در زاگرس چنین مجموعههایی معمولاً با نئاندرتالها ارتباط دارند، اما وجود ابزار موستری بهتنهایی معادل پیدا شدن استخوان نئاندرتال نیست.
همین احتیاط درباره پارینهسنگی جدید نیز وجود دارد. تیغهها، ریزتیغهها و صنایع بارادوستی عموماً با حضور انسان خردمند مرتبط دانسته میشوند، ولی هر بار باید لایه، تاریخ و شواهد انسانی موجود با یکدیگر مقایسه شوند.
به همین دلیل عبارتهایی مثل «این ابزار صددرصد متعلق به فلان گونه انسانی است» بدون دیدن مجموعه شواهد، معمولاً بیش از حد قطعیاند.
آتش، استخوان و چخماق؛ زندگی روزمرهای که از خاک بیرون میآید
ابزار سنگی بهتنهایی تصویر کاملی از زندگی انسانهای آن دوران نمیدهد. استخوان حیوانات، زغال، خاکستر، آثار بریدگی روی استخوان و حتی محل افتادن تراشههای کوچک سنگ میتوانند اطلاعات زیادی بدهند.
در کاوشهای جدید قمری، در کنار ابزارهای سنگی، استخوان جانوران شکارشده و بقایای اجاق شناسایی شده است. گزارشهای اولیه از بزکوهی و گوزن نام میبرند؛ جانورانی که استفاده از دو محیط متفاوت، یعنی ارتفاعات کوهستانی و بخشهای پایینتر دره، را به ذهن میآورند. شیرز نقد و بررسی
در یافته نیز بقایای جانوری نشان میدهند شکار علفخواران کوچک نقش مهمی در تأمین غذا داشته است. UNESCO World Heritage Centre
تصویر حاصل بسیار واقعیتر از کلیشه «انسان غارنشین» است: گروههایی که محیط اطرافشان را خوب میشناختند، محل تهیه سنگ مناسب را پیدا میکردند، شکار را انتخاب میکردند، لاشه را قطعهقطعه میکردند، آتش روشن میکردند و در دورههای متأخرتر حتی اشیای زینتی تولید میکردند.

آیا نئاندرتالها و انسانهای خردمند همزمان در خرمآباد زندگی میکردند؟
شواهد خرمآباد یکی از دلایلی است که این پرسش برای پژوهشگران جذاب شده است. در چند محوطه، لایههای پارینهسنگی میانه در زیر لایههای پارینهسنگی جدید قرار گرفتهاند و کلدر نمونه برجسته آن است.
اما این توالی بهتنهایی ثابت نمیکند یک روز گروهی از نئاندرتالها غار را ترک کردند و روز بعد انسانهای خردمند وارد شدند. فاصله زمانی، احتمال همپوشانی جمعیتها و شکل ارتباط احتمالی آنها مسائل پیچیدهتری هستند.
یونسکو اهمیت این مجموعه را دقیقاً در همین گذار میبیند: شواهد دره، دورهای را نشان میدهد که نئاندرتالها در زاگرس حضور داشتند و سپس انسانهای آناتومیک مدرن گسترش پیدا کردند. UNESCO World Heritage Centre
در سطح گستردهتر زاگرس نیز بقایای مستقیم نئاندرتالها پیدا شده است؛ برای مثال دندان نئاندرتالی پناهگاه باوهیوان در کرمانشاه حدود ۴۳ تا ۴۱ هزار سال قدمت دارد. این یافته نشان میدهد مسئله جایگزینی جمعیتها در زاگرس احتمالاً فرایندی پیچیده بوده، نه یک تغییر ناگهانی و یکمرحلهای. PLOS
پس قدیمیترین سکونت انسان در ایران کجاست؟
پاسخ علمی فعلی این است که هنوز نمیتوان یک نقطه را با اطمینان «نخستین محل سکونت انسان در ایران» نامید.
در ایران ابزارهایی از پارینهسنگی زیرین در مناطقی مانند کشفرود، گنجپر و دربند شناسایی شدهاند. برخی برآوردهای قدیمی برای کشفرود قدمتهایی بسیار بیشتر از ۶۳ هزار سال ـ حتی در حدود صدها هزار سال ـ پیشنهاد کردهاند؛ با این حال بخش قابلتوجهی از این شواهد فاقد لایهبندی و تاریخگذاری مطلقی هستند که بتوان آنها را مستقیماً با کلدر مقایسه کرد. پژوهشهای جدید نیز تأکید میکنند که شواهد پارینهسنگی زیرین ایران هنوز پراکنده و در بسیاری موارد تاریخگذارینشدهاند. PubMed Central (PMC)
بنابراین ویژگی خرمآباد «قدیمیترین سنگ دستساز ایران» نیست. امتیاز بزرگ آن، وجود چند محوطه نزدیک به هم با لایههای نسبتاً روشن، تاریخهای آزمایشگاهی، ابزار، بقایای جانوری، آثار آتش و شواهد رفتار نمادین است.
ثبت جهانی خرمآباد در یونسکو چه چیزی را تأیید کرد؟
در سال ۲۰۲۵، محوطههای پیش از تاریخ دره خرمآباد با شماره پرونده ۱۷۴۴ و بر اساس معیار فرهنگی (iii) در فهرست میراث جهانی ثبت شدند. مجموعه نهایی شامل کلدر، قمری، گیلوران، یافته، کنجی و پناهگاه سنگی گرارجنه است. قلعه فلکالافلاک و پل شکسته که در مراحل قبلی پرونده مطرح بودند، جزو اثر جهانی ثبتشده نهایی قرار نگرفتند. UNESCO World Heritage Centre
یونسکو در ارزش جهانی این مجموعه فقط روی قدمت تأکید نکرده است. زیورآلات ساختهشده از دندان جانوران، صدفهای دریایی، استفاده از رنگدانه اخرا و فناوری پیشرفته ابزارهای سنگی بارادوستی نیز بخش مهمی از دلیل ثبت بودهاند. UNESCO World Heritage Centre
این نکته مهم است: شهرت علمی خرمآباد فقط به عدد «۶۳ هزار» وابسته نیست.
آیا میتوان از غارهای باستانی خرمآباد بازدید کرد؟
این محوطهها پیش از آنکه جاذبه گردشگری باشند، سایتهای حساس باستانشناسیاند. بخشی از ارزش آنها هنوز زیر خاک باقی مانده و حتی یک دستکاری کوچک میتواند ارتباط میان یک شیء و لایهای را که در آن قرار داشته از بین ببرد.
جمعبندی؛ چرا خرمآباد در تاریخ انسان اهمیت دارد؟
ارزش واقعی خرمآباد را نمیتوان در یک عبارت هیجانانگیز مانند «اولین سکونتگاه بشر در ایران» خلاصه کرد. پیشینه حضور انسان در فلات ایران احتمالاً بسیار قدیمیتر از ۶۳ هزار سال است، اما بسیاری از آثار کهنتر هنوز تاریخگذاری قطعی و زمینه باستانشناختی کاملی ندارند.
دره خرمآباد چیزی متفاوت در اختیار پژوهشگران گذاشته است: مجموعهای از محوطههای نزدیک به هم که میتوان در آنها زندگی انسان را از پارینهسنگی میانه و دوران نئاندرتالها تا گسترش انسان خردمند و فرهنگ بارادوستی دنبال کرد. در کلدر تغییر فناوری ابزارسازی دیده میشود، در یافته زیورآلات و رنگدانهها از رفتارهای نمادین خبر میدهند، قمری اطلاعات تازهای درباره شکار، آتش و زندگی نئاندرتالها ارائه میکند و کنجی، گیلوران و گرارجنه قطعات دیگر این پازل را کامل میکنند. UNESCO World Heritage Centre
اگر قرار باشد فقط یک نکته از این موضوع به خاطر سپرده شود، بهتر است این باشد: خرمآباد لزوماً نقطه آغاز حضور انسان در ایران نیست؛ اما یکی از بهترین مکانهای ایران برای دیدن چند فصل پیاپی از داستان انسان در زاگرس است.







