مشاهیر

رئیس جمهورهای روسیه به ترتیب: از یلتسین تا پوتین

روسیه، کشوری با تاریخ پرفراز و نشیب، پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در سال ۱۹۹۱ وارد دوران جدیدی شد که با شکل‌گیری نظام ریاست‌جمهوری همراه بود. از آن زمان تاکنون، این کشور تنها دو رئیس‌جمهور را به خود دیده است: بوریس یلتسین و ولادیمیر پوتین. این دو شخصیت، هرکدام به شکلی متفاوت، مسیر سیاسی، اقتصادی و اجتماعی روسیه را شکل داده‌اند. در این مقاله، به بررسی دقیق زندگی، عملکرد و تأثیرات این دو رهبر پرداخته می‌شود تا درک کاملی از سیر تحولات روسیه در سه دهه گذشته ارائه شود.

بوریس یلتسین: بنیان‌گذار روسیه نوین (۱۹۹۱-۱۹۹۹)

بوریس نیکولایویچ یلتسین، متولد ۱ فوریه ۱۹۳۱ در روستای بوتکا در منطقه سوردلوفسک، اولین رئیس‌جمهور فدراسیون روسیه بود که از ۱۰ ژوئیه ۱۹۹۱ تا ۳۱ دسامبر ۱۹۹۹ قدرت را در دست داشت. او پیش از رسیدن به این مقام، در حزب کمونیست اتحاد شوروی فعالیت داشت و به‌عنوان یک اصلاح‌طلب شناخته می‌شد. یلتسین در سال ۱۹۸۷ به دلیل انتقاد از کندی اصلاحات میخائیل گورباچف، از حزب اخراج شد، اما این اتفاق او را از صحنه سیاسی حذف نکرد؛ بلکه به محبوبیتش افزود.

مسیر رسیدن به قدرت

یلتسین در سال ۱۹۹۰ به‌عنوان رئیس پارلمان جمهوری سوسیالیستی فدراتیو روسیه انتخاب شد و در ژوئن ۱۹۹۱، در اولین انتخابات مستقیم ریاست‌جمهوری، با کسب ۵۷ درصد آرا به پیروزی رسید. این انتخابات، نقطه عطفی در تاریخ روسیه بود، زیرا برای اولین بار مردم مستقیماً رهبر خود را انتخاب کردند. چند ماه بعد، در اوت ۱۹۹۱، او نقش کلیدی در شکست کودتای کمونیست‌های تندرو علیه گورباچف ایفا کرد و با ایستادن روی تانک و سخنرانی معروفش، به نماد مقاومت تبدیل شد. این رویداد، فروپاشی اتحاد شوروی را تسریع کرد و یلتسین را به‌عنوان رهبر بلامنازع روسیه نوین مطرح ساخت.

دوران ریاست‌جمهوری

دوران یلتسین با چالش‌های عظیمی همراه بود. او اقتصاد برنامه‌ریزی‌شده شوروی را به سمت بازار آزاد هدایت کرد و اصلاحات اقتصادی رادیکالی را تحت عنوان “شوک‌درمانی” اجرا کرد. این سیاست‌ها، که با مشاوره اقتصاددانانی مانند یگور گایدار طراحی شده بود، شامل خصوصی‌سازی گسترده و آزادسازی قیمت‌ها بود. نتیجه اما برای بسیاری از روس‌ها فاجعه‌بار بود: تورم سرسام‌آور، بیکاری گسترده و فقر فراگیر. در عین حال، این اصلاحات زمینه ظهور الیگارش‌ها – گروه کوچکی از افراد ثروتمند که دارایی‌های دولتی را با قیمت ناچیز خریداری کردند – را فراهم کرد.

یلتسین همچنین با بحران‌های سیاسی مواجه شد. در سال ۱۹۹۳، تنش میان او و پارلمان به اوج رسید و منجر به انحلال پارلمان و حمله نظامی به ساختمان آن شد. این واقعه، که به “اکتبر سیاه” معروف است، بیش از ۱۸۰ کشته بر جای گذاشت و نشان‌دهنده ضعف نهادهای دموکراتیک نوپا بود. در عرصه خارجی، جنگ اول چچن (۱۹۹۴-۱۹۹۶) یکی از نقاط تاریک دوران او بود که با شکست نظامی و تلفات سنگین همراه شد.

پایان دوران و انتقال قدرت

سلامتی یلتسین در سال‌های آخر ریاستش به شدت رو به وخامت گذاشت. او که به مصرف الکل اعتیاد داشت، چندین بار دچار حمله قلبی شد و در سال ۱۹۹۶ تحت عمل جراحی قلب قرار گرفت. با این حال، در انتخابات همان سال با کمک الیگارش‌ها و رسانه‌های تحت کنترلشان، بار دیگر پیروز شد. اما در سال ۱۹۹۹، در حالی که محبوبیتش به شدت کاهش یافته بود، تصمیم به کناره‌گیری گرفت. در ۳۱ دسامبر ۱۹۹۹، یلتسین در یک سخنرانی تلویزیونی استعفای خود را اعلام کرد و ولادیمیر پوتین، نخست‌وزیر وقت، را به‌عنوان رئیس‌جمهور موقت منصوب کرد. او در این سخنرانی از مردم عذرخواهی کرد و گفت: “از شما می‌خواهم مرا ببخشید که بسیاری از امیدهایتان برآورده نشد.” یلتسین در ۲۳ آوریل ۲۰۰۷ درگذشت.

ولادیمیر پوتین: معمار اقتدارگرایی مدرن (۱۹۹۹-تاکنون)

ولادیمیر ولادیمیرویچ پوتین، متولد ۷ اکتبر ۱۹۵۲ در لنینگراد (سن‌پترزبورگ کنونی)، از ۳۱ دسامبر ۱۹۹۹ تاکنون، به‌جز یک وقفه چهارساله، رئیس‌جمهور روسیه بوده است. او که پیشینه‌ای در سرویس امنیتی کاگ‌ب (KGB) داشت، با سرعت حیرت‌آوری از گمنامی به بالاترین مقام کشور رسید و به یکی از تأثیرگذارترین رهبران جهان تبدیل شد.

صعود به قدرت

پوتین در دهه ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ به‌عنوان افسر اطلاعاتی در کاگ‌ب فعالیت کرد و پس از فروپاشی شوروی، وارد سیاست شد. او ابتدا در سن‌پترزبورگ تحت نظر آناتولی سوبچاک کار کرد و سپس در سال ۱۹۹۶ به مسکو رفت و به تیم یلتسین پیوست. در سال ۱۹۹۸، او رئیس سرویس امنیت فدرال (FSB) شد و در اوت ۱۹۹۹، یلتسین او را به‌عنوان نخست‌وزیر منصوب کرد. موفقیت پوتین در مدیریت جنگ دوم چچن (۱۹۹۹-۲۰۰۹)، که با سرکوب شدید شورشیان همراه بود، محبوبیت او را افزایش داد. پس از استعفای یلتسین، پوتین در مارس ۲۰۰۰ با ۵۳ درصد آرا به‌عنوان رئیس‌جمهور انتخاب شد.

دوران اول ریاست‌جمهوری (۲۰۰۰-۲۰۰۸)

پوتین در اولین دوره خود بر بازسازی اقتصاد و تقویت دولت مرکزی تمرکز کرد. او با افزایش قیمت جهانی نفت، که منبع اصلی درآمد روسیه بود، توانست ثبات اقتصادی را بازگرداند. در عین حال، با محدود کردن قدرت الیگارش‌ها و رسانه‌های مستقل، اقتدار خود را تحکیم کرد. افرادی مانند میخائیل خودورکوفسکی، که از او انتقاد کردند، دستگیر شدند و شرکت‌هایشان مصادره شد. پوتین همچنین ساختار فدرالی را اصلاح کرد و کنترل کرملین بر مناطق را افزایش داد.

وقفه نخست‌وزیری (۲۰۰۸-۲۰۱۲)

طبق قانون اساسی، پوتین پس از دو دوره متوالی نمی‌توانست دوباره نامزد شود. بنابراین، در سال ۲۰۰۸، دمیتری مدودف، از نزدیکان او، رئیس‌جمهور شد و پوتین به‌عنوان نخست‌وزیر به کار ادامه داد. در این دوره، مدودف چهره‌ای میانه‌رو نشان داد، اما بسیاری معتقدند پوتین همچنان قدرت اصلی پشت پرده بود. این دوره با بحران اقتصادی جهانی و تنش با غرب بر سر جنگ گرجستان (۲۰۰۸) همراه شد.

بازگشت به ریاست‌جمهوری (۲۰۱۲-تاکنون)

پوتین در سال ۲۰۱۲ با ۶۴ درصد آرا دوباره رئیس‌جمهور شد و از آن زمان تاکنون در قدرت مانده است. او با اصلاح قانون اساسی در سال ۲۰۲۰، امکان ادامه حضورش تا سال ۲۰۳۶ را فراهم کرد. در این دوره، الحاق کریمه (۲۰۱۴)، مداخله در سوریه (۲۰۱۵) و جنگ اوکراین (۲۰۲۲) از مهم‌ترین اقدامات او بودند که جایگاه روسیه را به‌عنوان قدرتی جهانی تقویت کردند، اما روابطش با غرب را به شدت تیره ساخت. در داخل، سرکوب مخالفان، از جمله الکسی ناوالنی، و کنترل رسانه‌ها شدت گرفت.

رهبران روس

سبک رهبری و میراث

پوتین با شعار “ثبات” و احیای غرور ملی، محبوبیت بالایی در میان روس‌ها به دست آورد. او خود را مدافع حاکمیت روسیه در برابر نفوذ غرب معرفی کرد. اما منتقدان او را به ایجاد یک نظام اقتدارگرا، سرکوب آزادی‌ها و فساد گسترده متهم می‌کنند. اقتصاد روسیه نیز همچنان به نفت وابسته است و تحریم‌های غرب آسیب‌هایی به آن وارد کرده است.

مقایسه یلتسین و پوتین

یلتسین و پوتین دو رویکرد متفاوت به رهبری داشتند. یلتسین، با وجود نیت دموکراتیک، در ایجاد ثبات ناکام ماند و کشور را در آشوب اقتصادی و سیاسی رها کرد. پوتین اما با اولویت دادن به نظم و اقتدار، موفق شد جایگاه روسیه را در جهان ارتقا دهد، هرچند به قیمت محدود شدن آزادی‌ها. یلتسین به‌عنوان بنیان‌گذار روسیه دموکراتیک شناخته می‌شود، اما پوتین این دموکراسی را به حاشیه راند و نظامی متمرکز ساخت.

نکات و ترفندها 

خب، حالا که کل داستان رو گفتم، یه چند تا نکته باحال براتون دارم که دیگه هیچ سوالی تو ذهنتون نمونه:

  1. چرا یلتسین پوتین رو انتخاب کرد؟
    یلتسین دنبال یه آدم قوی بود که هم کشور رو جمع کنه، هم به خودش و خانوادش کاری نداشته باشه. پوتین با پیشینه امنیتیش دقیقاً همون گزینه بود. تازه، یلتسین یه جورایی بهش قول داده بود که اگه قدرت رو بده دستش، دیگه دنبال فسادای دوره یلتسین نره!
  2. پوتین چطور این‌قدر موندگار شد؟
    رازش تو اینه که هم مردم رو با حس غرور ملی سرگرم کرد، هم مخالفاش رو حسابی ساکت کرد. یه جورایی مثل یه مربی فوتباله که تیمش همیشه تو زمین خودی بازی می‌کنه و داورم طرف اونه!
  3. اگه یه روز پوتین نباشه چی میشه؟
    این سوالیه که خیلیا ازش می‌ترسن. چون سیستم رو طوری ساخته که همه‌چیز دور خودش می‌چرخه. اگه یهو غیبش بزنه، ممکنه یه خلا بزرگ درست بشه و معلوم نیست کی بتونه جاش رو پر کنه.
  4. یه نکته جالب:
    می‌دونستید یلتسین موقع خداحافظی از مردم عذرخواهی کرد؟ این تو فرهنگ سیاسی روسیه خیلی عجیبه. پوتین ولی هیچ‌وقت همچین حرفی نزده و همیشه خودش رو برنده نشون می‌ده!

 

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا